X
تبلیغات
لذات تاریخ - ملی شدن نفت - پایان سروری انگلیس بر ایران
لذات تاریخ

  پایان سروری انگلیس بر ایران
(ملی شدن نفت)

رحمت الله همتی استاد
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد بجنورد

 
چکیده:
اعطای امتیاز به دولتهای خارجی از زمان حکومت قاجاریه آغاز گردید. یکی از این امتیازها که بعدها اهمیت بسیاری یافت. امتیاز نفت به یک انگلیسی تبار به نام ویلیام ناکس دارسی بود. با ابطال این امتیاز توسط رضا شاه، قرار داد دیگری موسوم به قرارداد 1933 بین ایران و انگلستان منعقد گردید. اما پس از سقوط رضا شاه، این قرارداد نیز توسط برخی از نمایندگان شورای ملی غیر قانونی تلقی گردید. به دنبال آن،دولت انگلیس قرار داد الحاقی  گس ـ گلشائیان را با ایران به امضا رسانید اما مورد تأیید مجلس نگردید. سپس بحث ملی شدن نفت ایران توسط نمایندگان جبهه ملی در مجلس مطرح شد. در نهایت به رهبری دکتر مصدق و کاشانی نفت ایران ملی گردید.
 
کلید واژه: ایران، انگلیس، مجلس، نفت، مصدق.
 
 
 
مقدمه:
از آغاز دهه 1260 موج نفت در ایران پدید آمد. این مسئله تا چند دهه، اوضاع سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی ایران را تحت تأثیر خویش قرار داد. پدید آورندگان این موج را سه قدرت بزرگ خارجی آن زمان یعنی انگلستان، روسیه و آمریکا بوجود آوردند. اولین امتیازی که به انگلیس داده شد و مخالفین زیادی داشت امتیاز رویتر بود. هر چند که بطور مستقیم به نفت اشاره ای نداشت اما شامل کلیه معادن می گردید. پس از آن نیز امتیاز نفت به دارسی اعطا شد که البته در آن زمان نفت ایران چون هنوز کشف نشده بود و مردم ایران نیز ارزش واقعی این ماده را نمی دانستند توجه چندانی به آن نشد. اما پس از جنگ جهانی دوم نه تنها ایران بلکه دیگر کشورهای جهان پی به این ماده حیاتی برده و آن را به عنوان منبع درآمدی برای خود در نظر گرفتند. برخی ابرقدرتها نیز از آن ابزاری برای استعمار دیگر کشورها استفاده نمودند. در این مقاله از اعطای امتیاز دارسی در سال 1280 ه که برای چند دهه موضوع بحث محافل سیاسی جهان شد، و عقد قرارداد با شرکت نفت ایران و انگلیس در سال 1312 (1933)، قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان تا ملی شدن صنعت نفی ایران در29 اسفند 1329، که برای همیشه در یاد و خاطره ایران و ایرانی باقی خواهد ماند، موضوع مورد بحث می باشد.
 
سیر ملی شدن نفت:
            در عهد شاهان قاجار پس از دو مرحله شکست در جنگهای ایران و روسیه تزاری و عقد قراردادهای گلستان و ترکمانچای با آن کشور، ایران صحنه رقابت دولتهای اروپایی به ویژه انگلستان برای اخذ امتیازات مشابه از پادشاهان قاجار گردید. اولین قرارداد استعماری که میان ایران وانگلستان بسته شده قرار داد رویتر بود که به موجب آن امتیاز بهره برداری و استفاده از کلیه جنگلها ورودها، معادن ایران به مدت هفتاد سال به رویتر واگذار شد. 1 این قرارداد به هر نحوی که بود لغو شد؛ اما در پی آن انگلستان قرارداد دیگری را با ایران امضا نمود که به موجب آن قرارداد، ویلیام ناکس دارسی امتیاز نفت را به مدت 60 سال به دست آورد. 2 (1961 ـ 1901 م). البته هنگام اعطای امتیاز به دارسی نه امتیاز دهنده و نه امتیاز گیرنده، از آینده نفت ایران اطلاعی نداشتند.3
            پس از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی، رضاخان به قدرت رسید و پس از تحکیم پایه های حکومت خود و مسلط شدن بر اوضاع با لغو قرارداد دارسی4، نفت ایران برای اولین بار توسط رضا شاه ملی شد.زیرا در این مرحله از واریز شدن پول نفت ایران به خزانه انگلیس ممانعت شد.اما این رویه تقریباّ یک سال به طول انجامید. زیرا در سال 1312 شمسی قرارداد دیگری با دولت انگلستان منعقد گردید. 5 (قرارداد 1933)، که به مراتب بدتر از قرارداد قبلی بود. زیرا در امتیاز دارسی کلیه تأسیسات شرکت نفت بعد از پایان قرارداد متعلق به ایران بود، که این امتیاز در قرارداد جدید از ایران گرفته شد و علاوه بر آن سی و دو سال به مدت قرارداد افزوده شد.6
 
آغاز مبارزه با استعمار:                                                                                        
       پس از شهریور 1320، با سقوط رضا شاه، احساسات ضد استعماری مردم ایران به اوج خود رسید. در این شرایط جدید، مجلس دوره چهاردهم به پیشنهاد دکتر مصدق طرحی را به تصویب رسانید که به موجب آن، دولتها از مذاکره درباره اعطای امتیاز نفت به خارجیان منع شده و در وصورت تخلف به سه تا هشت سال حبس و انفصال از خدمات دولتی محکوم می شد.7
            بعد از سخنرانیها و نطقهای دکتر مصدق و برخی دیگر از نمایندگان، در مجلس چهاردهم، مبارزه با انگلستان همچنان ادامه داشت. 8 دولت انگلیس نیز با آگاهی از وضعیت موجود، کاملاً مضطرب و درصدد تجدید قرار داد نفت به منظور تحکیم پایه های قرارداد سال 1933 بود. تقی زاده ـ وزیر دارایی رضا شاه ـ و یکی از امضا کنندگان این قرارداد خود معترف است که در امضای این قرارداد، آلت دستی بیش نبوده است و قرارداد مذکور را ملغی اعلام نمود. 9 هر چند که این قرارداد قبل از آن عملاً بی اعتبار شده بود. (قانون موازنه منفی نفت)
            قضیه ملی شدن نفت از اینجا جدی شد که قبل از ترور نافرجام شاه در تاریخ 15/11/1327، 10آیت الله کاشانی اعلامیه ای علیه شرکت نفت صادر کرد 11 و عده ای از نمایندگان طرح الغا قرارداد را در مجلس مطرح نمودند. اما انگلستان در پی قانونی کردن قرارداد 1933 بود. نمایندگان به دلیل اینکه قرارداد در زمان حکومت  دیکتاتوری ثبت گردیده و مجلس را فرمایشی تحت سلطه رضا شاه می دانستند.از طرفی تقی زاده نیز به بازیچه بودن در این قرارداد اعتراف کرده بود، این قرارداد را غیرقانونی می دانستند. انگلستان بدین منظور توسط عاملین انگلیسی طرح قرارداد الحاقی گس ـ گلشائیان در اواخر دوره پانزدهم به مجلس برده شد، ولی با مخالفت تعدادی از نمایندگان روبرو شد و به تصویب نرسید. 12
            قرارداد گس ـ گلشائیان یا همان قرارداد الحاقی قراردادی بود که در 26 تیر 1328 بین دولت ایران و نماینده شرکت نفت انگلیس و ایران به عنوان ضمیمه قرارداد 1933، امضا شد که براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را پذیرفت. 13 نام قرارداد از نام دو تن از مذاکره کنندگان به نام سرنویل گس 14 (از مقامات شرکت) و عباسقلی گلشائیان 15 (وزیر دارایی ایران) گرفته شده بود. که این قرارداد در مجلس پانزدهم به تصویب نرسید و به مجلس شانزدهم کشیده شد. اما در دوره شانزدهم مجلس، به جای آن ملی شدن صنعت نفت ایران به تصویب رسید.
 
طرح ملی شدن نفت در سراسر ایران:
          در دوره شانزدهم مجلس، جبهه ملی تشکیل گردید وتوانست هشت نفر از نمایندگان خود از جمله مصدق را به مجلس بفرستد. 16 که توسط همین نمایندگان ملی شدن نفت مطرح گردید. جبهه ملی در خرداد 1329، پس از آنکه حکومت به دنبال مذاکره پنهانی با شرکت نفت ایران و انگلیس، پیشنهادهایی را برای تجدید نظر در قرارداد 1312، تقدیم مجلس کرد، توجه خود را از امور داخلی به امور خارجی معطوف داشت و پیشنهادها را فروش مفت منابع نفی تلقی کرد و با هم صدایی حزب توده که در آن زمان چندان وجه قانونی نداشت خواستار ملی کردن شرکت نفت شد. 17
            در مورد ملی شدن کل صنعت نفت نیز نظرات متفاوتی وجود دارد که عده ای به دلیل پی گیریهای دکتر مصدق، وی را طراح ملی کردن نفت می دانند. عده ای نیز به دلیل پیام آیت الله کاشانی که ضمن دفاع از ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور از مردم خواست آنقدر درباره ملی شدن صنعت نفت پافشاری کنند تابه پیروزی برسند. وی در این بیانیه تنها چاره بیچارگیهای ایرانیان را ملی شدن صنعت نفت می دانست، 18 کاشانی را طراح ملی کردن نفت می دانند.
            اما دکتر مصدق، خود جریان ملی شدن نفت را به دکتر فاطمی نسبت می دهد و پیشنهاد دکتر فاطمی را چنین مطرح می کند: ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ابتکار شادروان دکتر حسین فاطمی است. چون کمسیون نفت مجلس شورای ملی پس از چند ماه مذاکره و مباحثه نتوانست راجع به استیفای حق ملت از شرکت نفت ایران و انگلیس تصمیمی اتخاذ کند، دکتر فاطمی با من که رئیس کمیسیون بودم مذاکره نمود و گفت: اول باید در فکر آتیه بود که از مال ملت بیش از این سوء استفاده نکنند و عوائد نفت هر چه هست نصیب ملت ایران بشود. ایران باید نفت خود را در سراسر کشور ملی کند تا دنیا بداند که نمایندگان جبهه ملی جز آسایش مردم چیزی نمی خواهند و با هیچ سیاستی سازش ندارند. 19
            محمدرضا پهلوی که گویا پس از ملی شدن نفت دچار توهماتی شده، انگلیسها را عامل ملی شدن نفت می داند. زیرا دشتی در کتاب عوامل سقوط محمدرضا پهلوی می نویسد: یک روز شاه به من گفت: «مصدق به دستور خود انگلیسی ها نفت را ملی کرده است. 20» اما در جواب ایشان گفتم: «چگونه چنین امری را می توان تصور کرد؟! مگر انگلیسی ها دیوانه اند که با ملی شدن نفت روی موافقت نشان دهند؟! »21 دلیل چنین سخنی از طرف شاه به خاطر این بود که دکتر حسین فاطمی در دستگاه مصدق بود. نخست به عنوان نخست وزیر و سپس بعنوان وزیر امور خارجه و او برادر سیف پور فاطمی است که شاگرد مدرسه انگلیسی ها در اصفهان و یکی از انگلوفیلهای سرشناس است. 22 دکتر حسین فاطمی برادر سیف پور فاطمی بود اما در مورد انگلوفیل بودن سیف پور در بین مورخان اختلاف است و دیگر اینکه دکتر حسین فاطمی عضو جبهه ملی و یک ناسیونالیسم بود پس چگونه می توانست برای انگلیس کار کند؟ مسئله دیگر در باب انگلیس است. زیرا انگلیس بیشترین ضربه را از ملی شدن نفت خورد پس چگونه می تواند موافق ملی شدن نفت ایران باشد؟
            به هر حال بنا به پیشنهاد دکتر فاطمی، از اعضاء جبهه ملی، طرح ملی کردن نفت در دستور کار کمسیون قرار گرفت که مسئولیت آن با مصدق بود. و با امضا چند تن از نمایندگان به مجلس ارائه شد.در این میان حزب توده نیز خواستار ملی شدن نفت بود اما تنها نفت جنوب. زیرا خود خواهان واگذاری نفت شمال به شوروی بودند. 23 که مصدق نیز در برابر آنان مقاومت نمود و حق هر گونه امتیاز را به دول خارجی بطور کلی ممنوع کرد. مصدق خواهان آن بود ایرانیان حتی الامکان به نحوی استقلال اداره امور خویش را بر عهده بگیرند. او از همان ابتدا با تلاشهای انگلیس برای سلطه بر ایران که به عقیده او از طریق شرکت نفت انگلیس و ایران در آبادان و سفارت انگلیس در تهران صورت می گرفت مخالفت می کرد.
            در چهارم آذر 1329، طرحی از جانب چند نماینده که اعضای کمسیون مخصوص نفت را تشکیل می دادند به شرح زیر به مجلس شورای ملی ارائه گردید:
«به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی امضا کنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام نقاط بدون استثناء ملی اعلام شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد. دکتر مصدق ـ حائری زاده ـ صالح ـ مکی ـ دکتر شایگان24»
که به تصویب نرسید.
            در این میان رزم آرا یکی از مخالفان ملی شدن صنعت نفت بود و در سخنرانی خود آشکار به مخالفت با ملی شدن نفت پرداخت. او می گفت:
«آقایان شما که یک کارخانه سیمان را هنوز نمی توانید با پرسنل خود اداره کنید، شما که کارخانجات کشور را در نتیجه عدم قدرت فنی به صورت فعلی در آوردید که ضرر می دهد، با کدام پرسنل و با کدام وسایل می خواهید نفت را شخصاً استخراج و ملی نمائید.» 25
            غلامحسین فروهر وزیر دارایی کابینه رزم آرا هنگام پس گرفتن لایحه قرارداد الحاقی خطاب به نمایندگان مجلس گفته بود که کسانی که قرارداد را رد کرده اند دچار اشتباه بزرگی شده اند. وی نتیجه ملی شدن نفت را بیکاری و بدبختی و فقیر تر شدن مردم پیش بینی کرده بود. 26 رزم آرا خواستار مذاکره با شرکتهای نفت جنوب برای تقسیم عادلانه منافع شد. 27 به همین سبب برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تصمیم گرفت که قرارداد الحاقی را از مجلس پس بگیرد. 28 تصور او بر این بود که با پس گرفتن قرارداد الحاقی می تواند از حساسیت نمایندگان نسبت به ملی شدن نفت بکاهد. اما نه تنها چنین نشد بلکه نمایندگان این مسئله را یک پیروزی تلقی کرده و بر ملی شدن نفت اصرار بیشتری نمودند تا اینکه به سرانجام رسید.
            مخالفت رزم آرا به ضرر خود او تمام شد، زیرا در تاریخ 16 اسفند 1329 در مسجد شاه توسط استاد خلیل طهماسبی(استاد نجاری) عضو جمعیت فدائیان اسلام ترور شد. 29 و به جای آن حسین علاء به سمت نخست وزیری رسید. یک هفته پس از ترور رزم آرا، لایحه ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس شورای ملی رسید (24 اسفند) و روز 29 اسفند از تصویب مجلس سنا گذشت و نفت ایران ملی گردید. 30
 
پیامدهای ملی شدن صنعت نفت ایران:
       پس از ملی شدن نفت، حسین علاء در ششم اردیبهشت استعفا داد 31 و در روز هفتم اردیبهشت جلسه فوق العاده ی مجلس شورای ملی تشکیل شد و نمایندگان پیرامون نخست وزیر آینده با محوریت ملی شدن نفت به بحث پرداختند. که در این جلسه، جمال امامی پیشنهاد ناگهانی نخست وزیری دکتر مصدق را مطرح کرد. مصدق نیز بدون هیچ شرطی که معمولاً در پذیرفتن مسئولیتها قایل می شد، این پیشنهاد را پذیرفت و دلیل این کار را هم اجرای قانون ملی شدن نفت مطرح کرد. 32 ملی شدن نفت ایران بوسیله مجلسین ایران بعنوان مهمترین واقعه روز در سراسر جهان انتشار یافت و مورد بحث و تفسیر محافل سیاسی و اقتصادی غرب و شرق قرار گرفت 33 و پیامدهایی را هم داشت.
            خبرگذاری یونایتدپرس از نیویورک چنین گزارش داد: به مجردی که خبر تصویب لایحه ملی شدن نفت ایران به آمریکا رسید. سر و صدای زیادی در شرکتهای آمریکایی پدید آورد. سخنگوی نفت تگزاس گفت:
«اگر دولت ایران بهره برداری از منابع نفت خود را به مزایده بگذارد کلیه شرکتهای نفت آمریکایی در مزایده شرکت خواهند کرد و شرکت نفت تگزاس در مزایده احتمالی، شصت درصد از سود، به نفع دولت ایران پیشنهاد خواهد کرد.» 34
            حتی برخی از شرکتهای آمریکایی مانند (اسو ـ اویل) حاضر بودند 67 تا 70 درصد سود خالص را به ایران بدهند. 35 از طرف دیگر نیز ملی شدن نفت ایران ضربه سنگینی را بر اقتصاد بریتانیا وارد کرد. زیرا این کشور یکی از منابع عمده  تأمین کننده ارز دلار را از دست داده بود.
            در این زمینه انگلستان دو زیان عمده دید نخست ناگزیر شد نفت مورد نیاز خود را با هزینه های ارز دلاری فراهم کند که 300 میلون دلار نفت از شرکت آرامکو خریداری کرد. دوم عواید نفتی خود را در ایران از دست داد. 36 انگلستان بعد از ملی شدن صنعت نفت تلاشهای زیادی کردتا بتواند از این منبع درآمد بزرگ استفاده مجدد داشته باشد. مثل شکایت به دادگاه بین المللی لاهه که در آنجا هم مصدق برتری خود را نشان دد و از منافع ملت ایران دفاع نمود. 37 دیگر تهدید به اقدامات نظامی بود که با اعزام 4000 نفر چترباز به جزیره قبرس برای آمادگی حمله به ایران که در نهایت از حمله به ایران خودداری نمود. 38 ملی شدن نفت ایران در واقع پایان سروری انگلیس در ایران بود به همین منظور مخالف سرسخت دولت مصدق شد و در پی اجرای کودتایی علیه وی شد. زیرا همانطور که ذکر شد ملی شدن نفت ایران بر اقتصاد انگلیس تأثیر زیادی داشت. چنانکه در این مورد روزنامه اکونوسیت می نویسد:
«کمبود درآمد دولت این روزها درست برابر درآمدی است که از نفت ایران نصیب انگلستان می شده است و ما به سبب بی لیاقتی دو سال است که از آن محرومیم » 39
            روزنامه کریسچن ساینس مونیتور، نیز به هنگام سقوط دولت مصدق در یک تفسیر مفصلی  می نویسد:
«بدون تردید اگر حکومت مصدق سقوط نمی کرد، طی یکی دو ماه آینده حکومت انگلستان ساقط می شد. و دولت بعدی ناگزیر بود نرمش بیشتری با حکومت مصدق نشان دهد تا مسئله ی نفت ایران را به طرز انسانی و دنیا پسند حل کند.» 40
            به همین علت فکر سرنگون کردن دولت مصدق از طریق کودتا نخستین بار از طرف دولت انگلستان و شرکت سابق نفت ایران وانگلیس مطرح شد. 41 در نهایت در تاریخ 28 مرداد 1332 با کمک آمریکا، کودتایی علیه مصدق انجام داد و مصدق را سرنگون نمود.
نتیجه گیری:
            نهضت ملی کردن صنعت نفت یک نهضت ملی بوده و از منابع عمیق احساسات ملت ایران سرچشمه گرفته جای هیچگونه شک و تردید نیست،اما نباید اعتقادات مذهبی مردم ایران را نادیده گرفت و آن هم به دلیل بیانیه آیت الله کاشانی که طرفدارانی داشت. اگر چه نفت ایران در سال 1329 ملی شد. اما این ملی شدن به ضرر مصدق تمام شد و سب مخالفت دولتهای بزرگ با مصدق گردید که منجر به سرنگونی دولت ملی ایران شد. پس از آن نیز نفت ایران توسط دولت کودتا به کنسرسیوم نفتی سپرده شد و دوباره نفت ایران توسط ابرقدرتها به یغما رفت. از دیگر نتایج آن پایان سروری انگلیس بر ایران بود. به عبارتی ملت ایران توانستند به رهبری دکتر مصدق و آیت الله کاشانی بر استعمار پیر (انگلیس) پیروز شوند. اما در عوض نفوذ آمریکا در ایران گسترش یافت و انگلیس در رتبه دوم قرار گرفت. دیگر آنکه عوامل مؤثر پیدایش این نهضت را باید درغفلت و قصور شرکت نفت ایران وانگلیس و سوء سیاست انگلستان و علاقه مندی دیگر دولتهای بزرگ به نفت ایران و در نهایت بی توجهی حاکمان ایران نسبت به منافع ملی ایران دانست.
 
یادداشتها
1ـ شمیم، علی اصغر: ایران در دوره سلطنت قاجار، چ یازدهم، تهران، مدبر، 1384، ص 293؛ ثقفی خراسانی، علیرضا: سیرتحولات استحمار در ایران، مشهد، نیکا، 1375، ص 141؛ راسخی لنگروردی، احمد: موج نفت ایران از امتیاز تا قرارداد، تهران، اطلاعات، 1384، ص 18.
2ـ علم، مصطفی: نفت، قدرت و اصول: ترجمه غلامحسین صالحیار، تهران، اطلاعات، 1371، ص 29؛ آبراهامیان، یرواند: ایران بین دو انقلاب، ترجمه دکتر محسن مدیر شانه چی ودیگران، تهران، مرکز، 1377، ص 68؛ شیخ نوری، دکترمحمد امیر: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، تهران، دانشگاه پیام نور، 1386، ص21.
3ـ شمیم: ایران در دوره سلطنت قاجار، ص 302.
4ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 67؛ آبراهامیان: ایران بین دو انقلاب، ص 13؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی: گفتگو با تاریخ (مصاحبه با نورالدین کیانوری)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386، ص 236؛ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص35.
5ـ گفتگو با تاریخ، ص 236؛ آبراهامیان: ایران بین دو انقلاب، ص 131، راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 84؛ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 37 و 36.
6ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 90 ـ 86 ؛ علم: نفت، قدرت و اصول، ص 75.
7ـ نجاتی، سرهنگ غلامرضا: جنبش ملی شدن نفت ایران وکودتای 28 مرداد 1332، چ دوم، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1365، ص 143؛ تفضلی، محمود: مصدق، نفت، کودتا، تهران، امیرکبیر، 1358، ص 162؛ مؤسسه قدر ولایت: تاریخ تهاجم فرهنگی غرب و نقش روشنفکران وابسته (7) محمد مصدق، چ سوم، تهران، قدر و ولایت، 1386، ص 63.
8ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 108 ـ 106.
9ـ همایون کاتوزیان، دکتر محمدعلی: مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، مرکز، 1372، ص88؛ علم: نفت، قدرت و اصول، ص 76.
10ـ گفتگو با تاریخ، ص 371؛ قدر ولایت: نقش روشنفکران وابسته(7)، ص 65.
11ـ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 77.
12ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 135؛ بهار، دکتر مهدی: میراث خوار استعمار، چ چهاردهم، تهران، سپهر، 2535، ص 596 ـ 594.
13ـ بهار: میراث خوار استعمار، ص 594؛ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 134.
14ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 131.
15ـ همان، ص 132.
16ـ آبراهامیان: ایران بین دو انقلاب، ص 234.
17ـ همان، ص 236.
18ـ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 77.
19ـ مصدق، دکتر محمد: خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق به کوشش ایرج افشار، چ یازدهم، تهران، علمی، 1385، ص 229.
20ـ دشتی، علی: عوامل سقوط محمدرضا پهلوی (یادداشتهای منتشر نشده از علی دشتی)، گردآورنده مهدی ماحوزی، تهران، زوار،  1383، ص 43.
21ـ همان، ص 43.
22ـ همان، ص 45.
23ـ علم: نفت، قدرت، اصول، ص 163؛ فاتح، مصطفی: پنجاه سال نفت ایران، تهران، کاوش، 1355، ص 491؛ سمیعی، شیرین: در خلوت مصدق، چ دوم، تهران، ثالث، 1387، ص11.
24ـ موحد، محمدعلی: خواب آشفته نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران، تهران، کارنامه، ج2، 1378، ص 121؛ شیخ نوری: تاریخ نفت درایران و خاورمیانه، ص 77؛ مکی، حسین: کتاب سیاه، نفت و کمسیون نفت، تهران، امیرکبیر، ج2، بی تا،ص 173؛ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران، ص 108.
25ـ گروه جامی: گذشته چراغ راه آینده است، چ دوم، تهران، نیلوفر، 1360، ص 510؛ شیخ نوری: تارخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 78.
26ـ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایرن، ص 118 ـ 117.
27ـ قدر ولایت: نقش روشنفکران وابسته (7)، ص 69.
28ـ راسخی لنگرودی: موج نفت، ص 147؛ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران، ص 117.
29ـ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران، ص 151؛ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 79؛ آبراهامیان: ایران بین دو انقلاب، ص 239؛ قدر ولایت: نقش روشنفکران وابسته (7)، ص 70؛ همایون کاتوزیان: مصدق و مبارزه برای قدرت، ص 105.
30ـ قدر ولایت: نقش روشنفکران وابسته (7)، ص 70؛ بهار: میراث خوار استعمار، ص 602.
31ـ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 81.
32ـ همایون کاتوزیان: مصدق و مبارزه برای قدرت، ص 117؛ قدر ولایت: نقش روشنفکران وابسته (7)، ص 72 ـ 71؛ علم: نفت، قدرت و اصول، ص 156.
33ـ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 82.
34ـ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت، ص 127.
35ـ همان، ص 127.
36ـ شیخ نوری: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، ص 86.
37ـ تفضلی: مصدق، نفت، کودتا، ص 167؛ بهار: میراث خوار استعمار، ص 610؛ مصدق: خاطرات و تألمات، ص 242؛ سمیعی: در خلوت مصدق، ص 11.
38ـ فاتح: پنجاه سال نفت ایران، ص 537.
39ـ شیفته، دکتر نصرالله: زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، تهران، کومش، 1370، ص 191.
40ـ همان، ص 191.
41ـ نجاتی: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران، ص 315.
 
منابع و مآخذ
1ـ آبراهامیان، یرواند: ایران بین دو انقلاب، ترجمه دکتر محسن مدیر شانه چی و دیگران، تهران، مرکز، 1377.
2ـ بهار، دکتر مهدی: میراث خوار استعمار، چ چهاردهم، تهران، سپهر، 2535.
3ـ تفضلی، محمود: مصدق،نفت،کودتا، تهران، امیرکبیر، 1358.
4ـ ثقفی خراسانی، علیرضا: سیر تحولات استعمار در ایران، مشهد، نیکا، 1375.
5ـ دشتی، علی: عوامل سقوط محمدرضا پهلوی (یادداشتهای منتشر نشده از علی دشتی)، گردآورنده مهدی ماحوزی، تهران، زوار، 1383.
6ـ راسخی لنگرودی، احمد: موج نفت ایران از امتیاز تا قرارداد، چ دوم، تهران، اطلاعات، 1385.
7ـ سمیعی، شیرین: در خلوت مصدق، تهران، ثالث، چ دوم، 1387.
8ـ شمیم، علی اصغر: ایران در دوره سلطنت قاجار، چ یازدهم، تهران، مدبر، 1384.
9ـ شیخ نوری، دکتر محمد امیر: تاریخ نفت در ایران و خاورمیانه، تهران، دانشگاه پیام نور، 1385.
10ـ شیفته، دکتر نصرالله: زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر محمد مصدق، تهران، کومش، 1370.
11ـ علم، مصطفی: نفت، قدرت و اصول، ترجمه غلامحسین صالحیار، تهران اطلاعات، 1371.
12ـ فاتح، مصطفی : پنجاه سال نفت ایران، تهران کاوش، 1355.
13ـ گروه جامی: گذشته چراغ راه آینده است، چ دوم، تهران، نیلوفر، 1360.
14ـ مصدق، دکتر محمد: خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق، به کوشش ایرج افشار، چ یازدهم، تهران، علمی، 1385.
15ـ مکی، حسین: کتاب سیاه، نفت و کمسیون نفت، تهران، امیرکبیر،  ج 2، بی تا.
16ـ مؤسسه قدرت ولایت: تاریخ تهاجم غرب و نقش روشنفکران وابسته (7) محمد مصدق، چ سوم، تهران، قدرولایت 1386.
17ـ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی: گفتگو با تاریخ (مصاحبه با نورالدین کیانوری)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386.
18ـ موحد، محمدعلی: خواب آشفته نفت، دکتر مصدق و نهضت ملی ایران ،کارنامه، ج 2، 1378.
19ـ نجاتی، سرهنگ غلامرضا: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332، چ دوم، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1365.
20ـ همایون کاتوزیان، دکترمحمد علی: مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، مرکز، 1372

+ نوشته شده در  جمعه 8 مرداد1389ساعت 20:38  توسط رحمت الله همتی استاد(احمد)  |